خرید هامو کرده بودم و وایستاده بودم یه گوشه ، مغازه شلوغ بود و من منتظر کسی بودم تا بیاد و با هم برگردیم .
یکی اومد تو که آشنای فروشنده بود و با صدای بلند سلام کرد .
همه جواب سلامش رو دادن جز من .
اون سیگار روشن دستش بود .
برچسب:
نویسنده: javadmoradi